خواهر بود
برای برادرش
و دختر عمو
برای چند تا پسر عمو
و
دختر همسایه
خاله
عابری پیاده
برای خیلی های دیگه
و دوست ندا
با این همه
هنوز 25 سالش هم نشده بود
با یک جفت چشم مشکی
و موهائی لخت
که تنها بادی که در میانشان وزیده بود
باد کولر خانه شان بود
مثل
خیلی های دیگه
از اونائی هم بود که فکر می کرد
کولر گازی با گاز کار می کنه
وقتی هم که فهمید
انگار نه انگار
فقط
از اونائی شد که می دانست
کولر گازی با گاز کار نمی کنه
همین