تبليغاتX
قورماغه اي روي تيفال - ميرحسين موسوي

 

همچين مي گه مادر جان به مادر زنش

و باهاش درددل  مي كنه

كه ادم خيال مي كنه از زير بوته در امده

شك ندارم كه

اگه يه وقت

مادرش و زنش نیاز به کلیه داشته باشن

کلیه اش رو به زنش بده

اين به كنار

يه بار نشده تا حالا به زنش بگه روي صندلي عقب بشين

تا مادرش كنارش بشينه توي ماشين


زن بيچاره

هيچ وقت به روي خودش  نمياره

هيچي

به نظر خودش شانس نداشته توي زندگيش

كه  دختراش همه ذليل شوهراشون  شدن و پسراش هم ....


نوشته شده توسط wc در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 |