فرقی نداره
زمستون و تابستون
پتو رو می کشه روی سرش
و
فقط انگشتای پاش رو می زاره بیرون باشه
تا صبح
شوهرش ولی معمولیه
سرد باشه پتو میندازه رو خودش
گرم هم که بود
خب پتو نمیندازه
اهل تخت خواب و لباس خواب مخصوص و چراغ خواب با نور ملایم قرمز
و این قرتی بازیها هم نیستن
جفتشون
روی زمین می خوابن
و
چراغ خوابشون
لامپ اشپزخونست که می زارن روشن بمونه تا صبح
اگه هم که خونه نباشن شبها
مهتابی توی پذیرائی رو روشن می ذارن
یه وقت دزد نیاد
البته خودش
قبل اینکه بیاد خونه شوهر
از خانواده ای بود که یه لامپ و یه مهتابی رو با هم روشن می ذاشتن
وقتی شبها خونه نبودن
ازدواج که کرد
شوهرش گفت که دیگه لامپ لازم نیست
همون مهتابی بسه