چند سال بعد
زن
خانه دار بود
وقتی
مرد تاکسی رو فروخت و مغازه دار شد
مثل چند سال بعد
كه زن
خانه دار بود
وقتی مرد مغازه رو هم فروخت و دوباره راننده تاکسی شد
و باز هم مثل چند سال بعد
كه زن
خانه دار بود
وقتی مرد سکته کرد و مرد
تا اخرين لحظه هم خانه دار موند
اون وسط مسطها هم 3 تا بچه زائید
بالاخره هم مرد
زن نبود لامصب
يه مرد واقعي بود
كه تا اخر عمر سر حرفش موند
او
يك خانه دار بود
البته بعضي وقتها
غروبها مي رفت پياده روي با یه زن خانه دار دیگه که دوست دوران بچگیاش بود