تبليغاتX
قورماغه اي روي تيفال - شترهاي تك سرنشين

 

هر وقت

دلش مي گرفت

چمدانش را بر مي داشت

و دوري مي زد

در چندتائي پياده رو

كه

مسافرخانه داشت كنارش

و باز مي گشت خانه.

 

كارمند يكي از ادارات دولتي بود

و  از بچگي

هميشه تصورات خاص خودش را  داشت  درباره

زندگي

چمدان

خيار و بعضي چيزهاي ديگر

مثلا

هيچ وقت  در زندگي  حوصله پوست کردن  خيار  نداشت

با پوست  می خورد


 

نوشته شده توسط wc در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388