تبليغاتX
قورماغه اي روي تيفال

شیرهای دستشوئی

لیوان ها

کنترل تلوزیون

.

.

.

و من

اونا  رو نمی دونم

ولی

من که خوشحالم  

روم                   پر از  اثر انگشتته

عزیزم


نوشته شده توسط wc در شنبه سی ام آبان 1388 |

نگران نباش

برای گلبولهای سفید من کاری نداره که

عزیزم

عین خیالشون هم نیست

خیلی راحت ترتیب ویروسهای سرماخوردگی تو  رو می دن

خیالت    تخت

وقتی سرماخوردی

نمی خواد 

لیوانت رو جدا کنی و همش نگران باشی

نکنه من ازش اب بخورم

و سرما بخورم


نوشته شده توسط wc در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 |

اوه

عزیزم  فکر کن

تو 

اگه خون دماغ شی از  اون دماغ خوشگلت

قراره

خون A+ بیاد بیرون

من وقتی خون دماغ شم

از دماغم

AB+

بهرحال

واسه تنوع همچین بدم نیستا

نه عزیزم


نوشته شده توسط wc در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 |


با شما هستم

زانوها

زانوهای زن من

دیرتر

شروع کنین به درد گرفتن

بذارید

حالا حالاها

چهار زانو   روی فرش نشستنش رو ببینم

با دامن


نوشته شده توسط wc در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 |

تا حالا

خامه مالیدی روی توت فرنگی

هان ؟

خدابیامرز

بابات هم لنگه خودت بود

یه عمر

فقط

پنیر مالید روی نون

هی مالید

هی مالید         و           یه روز دیگه نمالید


نوشته شده توسط wc در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 |

حالا

دنیا  که  به اخرش  نرسیده

شده دیگه

نمیاد   به هیچ کدوممون

اون یقه گرد ها            

ولش کن

اصلا               

نظرت چیه  که  افتخار کنیم     بهم

هان ؟

من به تو که    پلیورهای یقه اسکی میاد بهت

تو هم به من که    این یقه هفت ها  بهم میاد

حال میده ها


نوشته شده توسط wc در شنبه بیست و سوم آبان 1388 |


چند دقیقه ای میشه که شستم

جورابام رو

و

اویزونشون کردم روی رخت لباسا

هنوز

داره    ازشون اب میچکه


نوشته شده توسط wc در جمعه بیست و دوم آبان 1388 |
 

دیروز

املت خوردم        شام .

پیازهای  سرخ شده  هم بودن

مثل همیشه  

اون وسط  مسطها و داشتن طعم می دادن به غذا

کلا

اونا  خیلی سعی می کنن

تا

زندگی

لذت بخش تر شه

واسه ما

 

نوشته شده توسط wc در پنجشنبه هفتم آبان 1388 |
 

پدرم با مادرم

اتفاقی

اشنا شد

من با زنم

توی راه  رفتن به کلاس  ساعت ۲ تا ۴  اموزش زبان انگلیسی

هنوز که هیچی معلوم نیست

ولی

پسر عمه ام که توی راه برگشت از کلاس ساعت ۱۲ تا ۲ با زنش اشنا شد

الان خوشبخته

بهرحال فرقی نداره

اگه بچه دار شدیم

می خوام اسمش رو توی کلاسهای ساعت  ۴  تا ۶ اموزش زبان انگلیسی

بنویسم

ببینم چی میشه

 

نوشته شده توسط wc در چهارشنبه ششم آبان 1388 |
 

اگه بشه

كه

اون وقتهائی که کف پای من سرد میشه

يهو

کف پای تو داغ شه

عزيزم

يا برعكس

ميشه

چسبوندشون به هم

به جای

در و دیوار و بخاری

و  بیشتر حال کرد با زندگي مشترك

 

نوشته شده توسط wc در یکشنبه سوم آبان 1388 |
 

دستمال کاغذی

اره

دیگه یه دستمال کاغذی که می تونی بذاری توش

تمیز و تا خورده

بهرحال

جیبه

همچین

شکل خوشی نداره که بیکار افتاده  باشه یه گوشه لباست

مردم چی می گن

 

نوشته شده توسط wc در شنبه دوم آبان 1388 |