جانم جانم
ديگه چه صيغه ايه كه راه انداختی
اخه
هرچی هم که بهت می گم
بدم میاد از این قرتی بازیا
نگو جانم
انگار نه انگار
لامصب
لااقل وقتی سر سنگ مستراح نشستی و صدات می زنم
تلفن کارت داره
نگو جانم
ادم یه جوریش میشه
اه
مامورهای زحمت کش شهرداری
برید حالش رو ببرین
امشب
توی یکی از اون کیسه زباله هائی که دارین جمع می کنین
از سطح شهر
خرده ناخونهای معشوقمه که لاک پوست پیازی می زنه
خیلی بلند شده بود
غروبی
یه خورده کوتاهشون کرد
شیرهای دستشوئی
لیوان ها
کنترل تلوزیون
.
.
.
و من
اونا رو نمی دونم
ولی
من که خوشحالم
روم پر از اثر انگشتته
عزیزم
بارونه دیگه
یهو
میاد و می زنه هر چی زن توی خیابون هست رو خیس می کنه
حتی تو
زن خوشگل و زشت سرش نمیشه
که
احمق
نگران نباش
برای گلبولهای سفید من کاری نداره که
عزیزم
عین خیالشون هم نیست
خیلی راحت ترتیب ویروسهای سرماخوردگی تو رو می دن
خیالت تخت
وقتی سرماخوردی
نمی خواد
لیوانت رو جدا کنی و همش نگران باشی
نکنه من ازش اب بخورم
و سرما بخورم
اوه
عزیزم فکر کن
تو
اگه خون دماغ شی از اون دماغ خوشگلت
قراره
خون A+ بیاد بیرون
من وقتی خون دماغ شم
از دماغم
AB+
بهرحال
واسه تنوع همچین بدم نیستا
نه عزیزم
با شما هستم
زانوها
زانوهای زن من
دیرتر
شروع کنین به درد گرفتن
بذارید
حالا حالاها
چهار زانو روی فرش نشستنش رو ببینم
با دامن
تا حالا
خامه مالیدی روی توت فرنگی
هان ؟
خدابیامرز
بابات هم لنگه خودت بود
یه عمر
فقط
پنیر مالید روی نون
هی مالید
هی مالید و یه روز دیگه نمالید
حالا
دنیا که به اخرش نرسیده
شده دیگه
نمیاد به هیچ کدوممون
اون یقه گرد ها
ولش کن
اصلا
نظرت چیه که افتخار کنیم بهم
هان ؟
من به تو که پلیورهای یقه اسکی میاد بهت
تو هم به من که این یقه هفت ها بهم میاد
حال میده ها
چند دقیقه ای میشه که شستم
جورابام رو
و
اویزونشون کردم روی رخت لباسا
هنوز
داره ازشون اب میچکه
دیروز
املت خوردم شام .
پیازهای سرخ شده هم بودن
مثل همیشه
اون وسط مسطها و داشتن طعم می دادن به غذا
کلا
اونا خیلی سعی می کنن
تا
زندگی
لذت بخش تر شه
واسه ما
پدرم با مادرم
اتفاقی
اشنا شد
من با زنم
توی راه رفتن به کلاس ساعت ۲ تا ۴ اموزش زبان انگلیسی
هنوز که هیچی معلوم نیست
ولی
پسر عمه ام که توی راه برگشت از کلاس ساعت ۱۲ تا ۲ با زنش اشنا شد
الان خوشبخته
بهرحال فرقی نداره
اگه بچه دار شدیم
می خوام اسمش رو توی کلاسهای ساعت ۴ تا ۶ اموزش زبان انگلیسی
بنویسم
ببینم چی میشه
اگه بشه
كه
اون وقتهائی که کف پای من سرد میشه
يهو
کف پای تو داغ شه
عزيزم
يا برعكس
ميشه
چسبوندشون به هم
به جای
در و دیوار و بخاری
و بیشتر حال کرد با زندگي مشترك
دستمال کاغذی
اره
دیگه یه دستمال کاغذی که می تونی بذاری توش
تمیز و تا خورده
بهرحال
جیبه
همچین
شکل خوشی نداره که بیکار افتاده باشه یه گوشه لباست
مردم چی می گن
قاشق های سوپ خوری
خشنن و زیادی بزرگ
برای
اون لب و دهن کوچیک و خوشگلت
عزیزم
تو
باید سوپها رو هم با قاشق چائی خوری بخوری
گور بابای حرف مردم .
همشون
حسودیشون میشه
به من
ارزو می کنن
هی
تو با این قاشق سوپ خوریا
سوپ بخوری
تا
بالاخره گشاد شه اون لب و دهن کوچیک و خوشگلت
بالاخره یه روز
همه قسط هات رو صاف می کنی
و دیگه
سر برج که میشه
عین
یه ماشین لباس شوئیه روشنی
که هیچی توش نیست
حتی یه دونه شورت.
خب
حیفه دیگه .
واقعا
حیف نیست به نظرت
قشنگ به اونا می گن
زنهائی که توی این اژانس های هواپیمائی کار می کنن
لبخند که هیچی
حتی
خمیازه هم که می کشن
انگار نه انگار
باز قشنگن .
نه اینکه مثل تو
که ۲۴ ساعته داری لبخند می زنی تا بقیه بگن
قشنگی.
خسته نمی شی خدائیش
اره عزیز من
ببند
ببند اون دهنت رو وقتی داری غذات رو می جوئی .
به خصوص قرمه سبزی
لعنتی
همینطوری قیافه اش یه جوریه توی بشقاب
با اون همه لوبیا
دیگه فکر کن وقتی داری می جویشون چه افتضاحی می شن.
نه میشه گفت درشته
و نه ریز
چهارخونه های یکی از پیرهن چهارخونه هام
بیچاره
اونم
یه جور دیگه اویزونه
پا نیست که لامصب
عینهو قبر بچه می مونه
ادم جرعت نمی کنه بعضی وقتها دمپائی زنش رو پا کنه
وقتی می خواد بره دستشوئی یا حموم
همش
باید دمپائی خودش رو بپوشه
اه
جدیدا زنم
همه نمک دونهامون رو عوض کرده
برای تنوع
قبلیها ۷ تا سوراخ داشتن
این جدیدیا ۳تا
من که راضیم
کلا
استرسش کمتره
زنهائی که پیانو می زنن
نه زن من می شن
و نه تو
زور الکی نزن رفیق فایده نداره
اگه میشد که بابات احمق نبود بیاد ننت رو بگیره
اونم می رفت
یکی رو می گرفت که می تونست پیانو بزنه
اونوقت هم ننت پیانو می زد هم زنت
اخ که چی می شد
لامصب
شکل طبیعیش اینه که
یه زن
کفش پاشنه بلند پا کنه
بقیش دیگه یه مشت حرف مفته
مثل
این همه حرف مفته دیگه که هر روز می گی و میشنوی
کنتور برق خونت رو قطع کن
بعد
یه میل بافتنی بردار فرو کن توی پریز برق .
البته
اگه دلت خواست .
می دونی
بعضی وقتها بد نیست ادم نگران هیچی نباشه
بعضی وقتها
باید سر زد به سفره ها
شاید یه جائیشون باز شده باشه
یا سوراخ و نونها
اره نونها
به خصوص لواشها در حال خشک شدن باشن
طفلکیها
گناه که نکردن بربری نشدن
یا سنگک
ظریفن
عزیزم
امروز قاشق چائی خوری رو پیدا نکردم
به جاش
با ته قاشق سوپ خوری چائی شیرینم رو هم زدم
کاش
بودی و می دیدی
دارم به معده ات فکر می کنم
بیکاریه دیگه.
نای
کلیه و کیسه صفرات روده کوچیکه و بزرگه و .... .
چه می دونم
حتما اونا هم مثل چشم و ابروتن دیگه
خوشگلم
دمت گرم
به نظر من که کار هر کسی نیست بتونه مثل تو باشه
مگه الکیه
فکر کن
به هیچ کدوم از اون چیزائی که دلت می خواست توی زندگی
نرسیدی
حتی یه دونش
جدی می گم دمت گرم
کلا
موجود علافی هستیا
قبول که داری؟
عین یکی از اون چند تا سوراخ روی کمربند که به کار نمیان
ادم می مونه اصلا واسه چی هستن